X
تبلیغات
کانون قیصره لی لر ! - قیصره !؟ قیصرق !؟ قیصریه !؟
قیصره, نمادی بر جای مانده از رم باستان

موارد مصطلح اسم: 

نام اصلي روستا، قيصريه است؛ولي درموارد عاميانه و من باب روان ترشدن بيان به صورت هاي قيصرق و قيصره بيشتراستفاده مي شود.جاي تاسف دارد كه درچندين سال اخيرتمامي اسناد و مدارك ثبتي نيزبا اسم غلط«قيصرق»تنظيم گرديده است.و مانيز به خاطرسهل بودن دسترسي به اطلاعات، ازجانب افرادي كه با اين نام جستجو خواهند كرد؛از واژه غلط مصطلح ((قيصرق)) استفاده كرده ايم. درسال ۸۹ كميسيون موضوع اصل۱۳۸قانون اساسي براساس مصوبه شماره ۲۸۲۴۹۴/ ت ۴۵۰۵۲ ك ، پيشنهاد وزارت كشور مبني بر تغيير نام روستاي 'قيصرق' ازتوابع بخش مهربان،شهرستان سراب به روستاي 'قيصريه' را تصويب كرد.اين تصويب نامه كه ازسوي رياست جمهوري نيز تاييد شده است.براي اجرا به استانداري آذربايجان شرقي ابلاغ شده است.

ريشه لغوي: واژه قيصريه برگرفته ازكلمه ((قيصر)) مي باشد.

ساكنان اصلي:طبق روايات بزرگان روستا اززبان آبا و اجدادشان،ساكنان اصلي روستا، درواقع ساكنان مكاني به همين نام(قيصريه) درتركيه بوده وتجارت مي كرده اندكه به سبب اختلاف باحاكم وقت،به كوچ اجباري تن داده وبعدازورود به ايران عداه اي ازآن ها مكان فعلي روستا را كه سرزميني وسيع ،هموار و مناسب براي سكونت بوده انتخاب نموده ونام مقراصلي خودرا به اين سرزمين نهاده اند واكنون قيصريه، يكي ازشهرهاي درتركيه مي باشد.

معناي لغوي:  قيصريه به معناي ((راسته بازاربزرگ)) مي باشد. اما شواهدي كه نشان دهنده شكل روستا به صورت راسته بازار باشد؛ دردسترس نيست.اما درگذشته اين روستا درچند دوره نامتوالي به عنوان مركزبازارروستاهاي اطراف بوده است.وحتي«ميدانجئخ»كه نام يكي ازاراضي نزديك روستاست و به معناي ميدانگاه يا محل ميدان مي باشد.  محل داد و ستد (مركز بازار)،بوده است كه طي ساليان دراز به عنوان مكان خريدوفروش مورداستفاده قرارگرفته است. آخرين بار در سال ۱۳۴۹شخصي به نام حاج حسن ابراهيم زاده بازار برپا كرده كه فقط دوسال دوام داشته است. ولي آن چه ازگذشته روستا (محدوده قديمي) ومخصوصا تپه باستاني(ديك)، استنباط مي شود ؛ بيانگراين است كه خانه ها به صورت چندين طبقه بوده،وبا اين كه عوامل محيطي و آب و هوايي در كاستن ارتفاع آن نقش چشمگيري داشته است؛ هنوزهم ارتفاع آن به بيش از بيست متر مي رسد و آثار زندگي در كليه نقاط آن به چشم مي خورد.

 قدمت تاريخي:زمان شكل گيري روستا ي قيصريه دقيقا معلوم نيست. ولي نشانه هايي چند حاكي از قدمت بسياربالا وشكوه وگستردگي اين روستا ست كه ذيلا ً به پاره اي از موارد اشاره مي گردد:            

   1- وجود تپه باستاني (ديـك) كه مشرف به رودخانه چكي چاي مي باشد و به احتمال بسيار قوي دراثر زلزله تخريب شده است؛ مقراصلي روستا بوده است. اين تپه باستاني كه وسعت حداقل ۵ هكتاري را نمايان مي سازد.اكثرقسمت هاي آن به مرورزمان تبديل به خانه هاي مسكوني شده و درپي كني هايي كه درخانه ها ي مسكوني جهت ساخت وسازجديد صورت مي گيرد؛تنورهاي به جا مانده،استخوان هاي انسان به كرات يافت شده است.وچند قرن است كه اهالي روستا براي ساخت خانه هايشان ازخاك آنجا استفاده كرده اند و وسعت تپه باستاني(ديـك)قيصريه به حدود ۲۰۰۰مترمحدودگشته است كه ماندگاري اين جثه ناقص ازآن هيبت عظيم،مديون توجه بجا ولي ديرهنگام ميراث فرهنگي ازسال۸۶ در ممنوع كردن برداشت خاك از اين محوطه مي باشد.

2- وجود كتيبه هايي به خط هاي عربي و ميخي در محوطه زيربناي قديمي مسجد حضرت ابوالفضل كه به داش مسجد يعني مسجد سنگ معروف مي باشد همه اين كتيبه ها به جز يك مورد كه آن هم در ورودي درب مسجد به نشيمن گاه ريش سفيدان تبديل شده و يك دايره و خطوطي وارفته درآن مشهود است بقيه كتيبه هادربازسازي ۱۵ سال قبل مسجد درزيرخروارها خاك وسيمان براي هميشه ازصحنه نگارش و اطلاعات محو شدند.

3- قبرستان:وسعت چندهكتاري قبرستان روستا،با توجه به آماركم جمعيت درگذشته،نشان مي دهد كه مدت هاي بسيار مديدي طي شده تا ازاين منطقه عظيم استفاده شود.شايان ذكر است كه درمحل قديمي قبرستان،سنگ هاي بزرگي به نام(سيد داشي)با ارتفاع يك مترو يا بيشتروجود داشت كه بيست واندي سال است كه خبري از آن ها نيست.  

ولي دلايل مذكور، نشانگرادوارطلايي اين روستا ، دربين روستاهاي اطراف و اكناف بوده و همه اين عوامل ، موجبات گسترش روستا در زمان كنوني را رقم زده است.

موقعيت استراتژيكي و دفاعي: مكان مسطح وپهناور و نبود عوارض طبيعي مطمئن در اطراف روستا از يك طرف ، و وضعيت بهينه اقتصادي روستا نسبت به روستاهاي همسايه ازطرف ديگر، چشم سارقان وراهزنان ايام قديم رابه خودمعطوف مي داشته است. دراين ميان ساكنان روستا براي حفظ جان و مال مردم قريه ، روش قلعه باني و برجك سازي رامناسب دانسته وبدين سبب درنقاط مختلف،مكان هاي ديدباني درست كرده بودند. مكان هاي نگهباني به صورت مدوّر و بدون پله درست مي شده و نگهبانان با نردبان به درون آن صعود كرده ،بعد نردبان رابالا مي كشيده اند.در روستاي قيصريه، مكاني چند بدين منظور استفاده مي شده كه عبارتند از:((قلعه اوينه (قلعه خانه)،برج و قلعه)). اين مكان ها هم چنان كه ازاسمشان پيداست ، محل نگهباني بوده است؛ و اكنون هم آن مكان ها با اسامي قديمي شناخته مي شوند. اما از آثار قلاع اول و دوم، فقط تل خاكي وارفته باقي مانده است؛ ولي مورد سومي(قلعه) ، داراي سه برج با فاصله ۲۰۰متري از هم بوده و توسط راه هاي زير زميني به هم مربوط مي شدند. بنا به قول ساكنان اهالي اين منطقه، راه هاي زير زميني در بعضي از منازل محله هنگام ساخت وسازها مشاهده شده است. موقعت قديمي قلعه،امروزه شامل خانه هايي است كه در قسمت شمالي سالن تربيت بدني قرار داشته ؛ و از بدنه عظيم روستاي قيصریه جدامي باشند.اهالي روستا،افرادماهر در تيراندازي را اجير كرده و در آن هابه نگاهباني مي گماشتند؛ كه همه اين افراد نگهبان،براي اطمينان خاطر،ازميان ساكنين محل انتخاب مي شدند. سرشناس ترين تيرانداز روستا كه سال ها لرزه بر جان دزدان و غارتگران مي انداخته و مال و اموال ساكنان با وجود او ، درمقابل خطرات ازمصونيت نسبي برخورداربوده ؛ ((حبيب)) نام داشته است كه دزدان، بعداز مدت ها تعقيب، در شبي كه وي براي سركشي به يكي از آسياب هاي روستا (كِي دَيرماني) رفته بود؛ وقتی به همراهانش مي گويد: كه برای سرکشی به روستا و آوردن گلوله بيشترباید به خانه برود؛ دزدان با استماع سخنان حبيب در راه كمين كرده و او را با گلوله ازپاي درآورده وبعدا در آب كانال آسياب خفه مي كنند. 

نوشته شده توسط قیصره لی در ساعت 19:34 | لینک  |